Welcome , My Son

سپتامبر 24, 2006

:: برای محسن محمودیان ::

تبعید برای دو سال ؛

مادرت را در بیابان جا می گذاری و امیدواری پدر روزی از آنجا گذر کند

خاطره هایت را هم باید جایی در چمدان مخفی کنی

برادرت را به کوچه بفرست تا کمی بادبادک بازی کند

خودت هم منتظر معجزه بمان ؛ ابر قول داده گاهی هم ببارد

 

Photo : Sadaf Farahani / Iran

One Response to “Welcome , My Son”


  1. نمی خواستم مثل این کامنتهای مضحک بنویسم خوب بود. عالی بود . نمی دونم . من معمولا اهل جراحی هم نیستم . کار بدیهیات را رعایت بکند و خوب باشد ، لذت بخش باشد ، کافی ست . من از این شعر ها لذت بردم . خب؟


Leave a Reply