افتخارات من
بحث جالبی اتفاق افتاده است – اول افتخارات نیما را دیدم . بقیه ی اتفاق ها را هم در لینک زیر ببینید
http://blogchin.blogspot.com/2006/09/blog-post_914.html
این هم از افتخارات من – توضیح : به جان مادرم همه ی افتخارات واقعی ست
یک . از چهار سالگی ناخنهایم را می جوم
دو . در 22 تئاتر و 17 فیلم و کوتاه و بلند بازی کرده ام
سه . مهم ترین کارگردانی که با آن کارکرده ام شاپور قریب - کارگردان ممل آمریکایی – بوده است
چهار . سایت روز آنلاین یکی از مقاله هایم را منتشر کرده است
پنج . شان پن را از نزدیک دیده ام
شش . کوروش ضیابری را از نزدیک ندیده ام
هفت . عمویم گفته است که یه گهی می شوم
هشت . به مدیر مدرسه ی سابقم گفتم ایشالله بمیری هفته ی بعد مرد
نه . به صورت معلم عربی ام لگد زده ام
ده . چند بار بازداشتگاه بودم و کلی سیاسی محسوب می شم
یازده . دکتر معین یک بار بهم گفته است : به ما سر بزن فواد جان ، دقت کنید گفت فواد جان
دوازده . برای مصاحبه شماره ی مسعود ده نمکی را گرفتم پرویز بهرام از آن ور گفت اشتباه گرفتی
سیزده . نیما افشار نادری معتقد است من گی هستم
چهارده . فرهاد شیبانی شوهر سابق خاله ام بوده و چندین بار مرا ماچ نموده
پانزده . عمران صلاحی یک بار به من گفته است که دوستم دارد و چندین کتابش را تقدیمم کرده
شانزده . یک بار محمد علی بنی اسدی را سر قرار مصاحبه قال گذاشتم
هفده . لونا شاد مجری کانال صدای آمریکا می خواست در مورد تفاوت جو دانشجویی فرانسه و ایران با من مصاحبه کند که من رد کردم
هجده . هفت نفر در زمانهای مختلف به من گفته اند عاشقم هستند
نوزده . با آیدین فرنگی در اردبیل قلیون کشیده ام
بیست . مانا نیستانی دو بار به خانه مان زنگ زده است
بیست و یک . با مهکامه اسلامی دست داده ام
بیست و دو . یه بار تو تئاتر شهر ستاره ی اسکندری به من زل زد
بیست و سه . قاری برگزیده ی استان در دو سال متوالی بوده ام
بیست و چهار . با رضا بهرامی نژاد خورشت بادمجان خورده ام
بیست و پنج . چپ دست هستم
بیست و شش . از انجمن شعر و ادب سمنان به علت مشکل اخلاقی اخراج شده ام
بیست و هفت . یه بار یه دختر جوون تو اتوبوس گوزید من به روی خودم نیاوردم
بیست و هشت . در سایت پندار نت برای خودم پروفایل اختصاصی دارم
بیست و نه . به نیکان کوثر میل زدم که برام یه کاریکاتور بکشه کشید
سی . پرستو دوکوهکی به من لینک داده است
سی و یک . بزرگمهر حسین پور کاریکاتور من را کشیده است
سی و دو . تمام شماره های هفته نامه ی چلچراغ را دارم
سی و سه . با مهراوه ی شریفی نیا چت کرده ام
سی و چهار . یک عاج از یک کار کانسپت چو آل آرت از موزه ی هنرهای معاصر کش رفته ام
سی و پنج . با آتش تقی پور و فخرالدین صدیق شریف در یک سکانس هم بازی بوده ام
سی و شش . چهار بار از شبکه ی یک و سه بار از شبکه ی سه پخش شده ام
سی و هفت . یک بار موتور رفیقم را چپ کردم
سی و هشت . یک گوشی مدل بالا را در اتوبوس پیدا کردم و به صاحبش پس دادم صاحبش هم فقط گفت مرسی
سی و نه . هر ده شب یک بار با هادی حیدری چت می کنم
چهل . در صفحه ی معروف کودک و نوجوان ایران جمعه ، یک بار به جای سهیل و سارا نوشته ام
چهل و یک . یک بار به یه دختر شماره دادم زنگ نزد
چهل و دو . مرتضی قدیمی از من عکس گرفته است
چهل و سه . آسیه ی امینی یک بار مرا به محل کارش دعوت کرده است
چهل و چهار . ژیلا بنی یعقوب یک بار حدس زده است که من فواد خاک نژاد هستم
چهل و پنج . دو ماه پیش وبلاگم هک شد
چهل و شش . یک بار به هتل لاله رفته ام
چهل و هفت . مطالبم را به زور به شبنم شکوریان و هلیا قاضی میر سعید می چپانم تا در حیات نو چاپ شود
چهل و هشت . برادرم را از دریا نجات داده ام
چهل و نه . فیلم نفس عمیق را ده بار دیده ام
پنجاه . در عروسی دختر دایی ام بندری رقصیده ام
پنجاه و یک . تا به حال رای نداده ام
پنجاه و دو . اگر اسمم را در یاهو سرچ کنید به شما 1534 صفحه معرفی می شود
پنجاه و سه . از کیف و جیب پدر و مادرم کلی پول کش رفته ام
پنجاه و چهار . از رضا فیاضی امضا گرفته ام
پنجاه و پنج . با لونا شاد ، محمود دولت آبادی ، مریم آقاجری ، عادل فردوسی پور ، عباس کیارستمی و … تلفنی صحبت کرده ام
پنجاه و شش. تا به حال با هیچ دوست دختری به کافی شاپ نرفته ام
پنجاه و هفت . اعتقاد دارم فیلمهای تارکوفسکی افتضاح است
پنجاه و هشت . یک بار در خواب با ژولیت بینوش هم بستر بوده ام
پنجاه و نه . در نشریه ی زنگ نوشته ام و هنوز هم آن نشریه را ندیده ام
شصت . شهیار قنبری پسر عمه ی پدرم است – قابل توجه نیما افشار نادری
شصت و یک . وبلاگ نازمریم شیخها را من ثبت کرده ام
شصت و دو . امیر مهدی ژوله به کرات پشتم حرف زده است
شصت و سه . علی میرمیرانی از من متنفر است
شصت و چهار . هفت بار مطلبم در پندار تیتر یک شده است
شصت و پنج . با تمام بچه های کارگر افغانی سمنان رفیقم
شصت و شش . با کامرون کارتیو و شهرزاد سپانلو مصاحبه کرده ام
شصت و هفت . پدرم با فردین خلعتبری دوست بوده است و با قیصر امین پور هم دانشگاهی
شصت و هشت . یکی از بدترین سفرهای تیمی چلچراغ را به گند کشیده ام
شصت و نه . وحید هاشمیان یک بار در چت به من سلام کرده است و وقتی جواب دادم گفت : عذر می خواهم می خواستم تست کنم
هفتاد . آروین در افتتاحیه ی دو سالانه کاریکاتور با نفرت نگاهی به من انداخت و گفت : فواد خاک نژاد تویی ؟
هفتاد و یک . توکا نیستانی قول داده است یکی از کارهایش را به من تقدیم کند
هفتاد و دو . یک بار یک دختر مرا اتو زد
هفتاد و سه . حضور در تحریریه ی ثابت روزنامه ی سرمایه به مدت یک ساعت و چهل و پنج دقیقه
هفتاد و چهار . منصور ضابطیان را با زیر شلواری دیده ام
هفتاد و پنج . شیوا بلوریان به من فحش داده است
هفتاد و شش . از باران کوثری عکس گرفته ام
هفتاد و هفت . یک بار فریدون عموزاده ی خلیلی به من چشمک زده است
هفتاد و هشت . مشاوره ی رایگان در مبحث مسائل عشقی به دنیا مقصودلو
هفتاد و نه . یک بار در مرکز بین المللی گفتگوی تمدنها دستشوئی رفته ام
هشتاد . حجت سپهوند به من گفته است اسم قشنگی دارم
هشتاد و یک . سردبیر نشریه ی آوای اردبیل فکر می کند من آدم مهمی هستم
هشتاد و دو . سردبیری دو نشریه ی اینترنتی به نامهای منفی و تیک
هشتاد و سه . از محمد علی ابطحی و ابراهیم نبوی و منصور ضابطیان مطلب اختصاصی گرفته ام
هشتاد و چهار . کاوه مشکات و مرجان حاجی رحیمی را به کرات پیچانده ام
هشتاد و پنج . در کنار یکی از دوست دخترانم در حال دیدن مصاحبه ی ژان لوک گدار با یک روزنامه نگار فرانسوی در خانه ی هنرمندان خوابم برده است .
هشتاد و شش . با مانا نیستانی و همسرش به کافی شاپ رفته ام
هشتاد و هفت . هادی حیدری یک بار بهم گفته است : چرا نیومدی ؟
هشتاد و هشت . نداشتن حتی یک دختر مجرد و زیبا در همسایگی و عدم درک نوستالژی دختر همسایه
هشتاد و نه . عضویت در انجمن بین المللی روزنامه نگاران جوان جهان به همراه ایمان ضیابری
نود . چاپ ای میلم در زورخونه به کارگردانی امیر ژوله
نود و یک . شیما شهرابی یک بار به من زنگ زده است و شماره ی هلیا قاضی میرسعید را خواسته است
نود و دو . پخش دو پادکستم از رادیو زمانه
نود و سه . قول انتشار ویژه نامه ی هفته نامه چلچلراغ و پیچاندن خوانندگان به مدت هفت ماه
نود و چهار . رکورد دار بیشترین میزان حمام نفر با رکورد دست نیافتنی دو ماه و هجده روز
نود و پنج . یک بار نیکی کریمی جلوی من روسری اش را درست کرد و من لحظه ای بی حجاب دیدمش
نود و شش . علاقه ی شدیدی به دادن پیشنهاد ازدواج به روزنامه نگاران دارم
نود و هفت . مسعود بهنود یکی از مطالبم را خوانده است
نود و هشت . عاشق شدن به مدت سه سال و شنیدن جمله ی تو مریضی از معشوقه ی مورد نظر
نود و نه . نورالدین زرین کلک یک بار جلوی من خورد زمین
صد . یک بار جایم را به آیدین آغداشلو دادم تا بنشیند
همین ها کافیه فعلا تا بعد …
سپتامبر 21, 2006 at 4:10 ق.ظ
kheiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bahal bood , kolli khandidam!!
سپتامبر 21, 2006 at 8:25 ق.ظ
Jaleb bood!
raje be shomareye 78 ham bayad begi ghatlo khoonrizi o fohsho foshkari ba D.M! na moshavere!
سپتامبر 21, 2006 at 9:41 ق.ظ
با شماره ی نود وهشت شدیدا موافقم.
سپتامبر 21, 2006 at 10:20 ق.ظ
می گم یه کاری کن.. این افتخار اولیه را ترک کن
سپتامبر 21, 2006 at 11:03 ق.ظ
ببینمت به قولم عمل می کنم
سپتامبر 21, 2006 at 3:25 ب.ظ
salam foaad.
)
nemikhay roo shomareye 34 bishtar fekr koni?!
delam barat ghadde ye fandogh shode.
albate az oon bozorgaash!
kheili mokhlesim
سپتامبر 21, 2006 at 10:35 ب.ظ
سلام ! مورد سی و دوم افتخاراتت ، جزو افتخارات من هم هست ! راستی تو انجمن شعر و ادب سمنان چیکار میکردی ؟ مگه سمنانی هستی ؟
سپتامبر 22, 2006 at 5:47 ب.ظ
بزرگترين افتخار زندگي من: اين قابليت قشنگ ايرانيهاي قشنگدوست! را كشف كردم و به منصهي ظهور رساندم. ما ايرانيها عين گرگي كه گرسنه است و از لب و لوچهاش آب ميچكد از فرط گرسنگي، منتظر طعمهيي هستيم تا بهانه و دستآويزي براي چند صباحي بيشتر خنديدن، لودگي كردن و فرافكني خلاءهاي عاطفي و روحي خودمان بيابيم و آن طعمه را قرباني كنيم تا همه يادشان برود هر كدام از ما خودمان قرباني كمبودهايي هستيم كه…
شايد اگر آن طعمهي از همه ضعيفتر و بيدفاعتر نبود، خود ما قرباني فرصتطلبي دوستانمان ميشديم كه دقايقي خنديدن و مضحكه كردن را فداي يك عمر فراموش كردن انسانيت و اخلاقيات ميكنند!
بيشتر از اين فيلم را هندي نميكنم!!!
سپتامبر 25, 2006 at 6:35 ق.ظ
شما لینک شدین در افتخارات بچه ها
اکتبر 3, 2006 at 9:32 ب.ظ
نيكي كريميش از همه باحالتر بود
نوامبر 8, 2006 at 3:24 ب.ظ
خوشهال باشید که افتخارات همینتور از در و دیوار براتون می باره ، اینم صد و یکمیش:یک بیکاری به اسم سمانه مطلبم را خونده!
نوامبر 25, 2006 at 8:59 ق.ظ
تو شبیه من هستی،وقتی می خندی
آوریل 3, 2007 at 10:52 ب.ظ
salam
be eftekharatet ino ezafe kon ke man ham az eftekharatet ba khabaram.
mitooni aksi ro ke az baran kosari gerefti baraam mail koni?mamnoon misham
montazeretam
az eftekharatet ineke man monmontazeretam
دسامبر 17, 2007 at 9:50 ب.ظ
سلام شما واقعا آدم جالبی هستید بهتون تبریک میگم
مارس 6, 2008 at 4:22 ب.ظ
man fekr mikonam in keh shoma adame jalebi hasty1 chizeh klisheieyeh keh hameh midoonan . vali kheili in chand daghigheh keh inja boodam behem khosh gozasht . ageh dokhtar boodam doost dashtam bahat…( bayad benevisam) ezdevaj konam .
be eftekharat ezafeh kon . begoo ye adami keh nemikhay esmesho bebary … age dokhtar bood
مارس 22, 2008 at 11:12 ب.ظ
از جمله افتخاراتتان آن باشد که این جانب صبیه ی پدر بزرگوار مطلبتان را خوانده
کامنت گذارده ام
آن هم به نشان ِ رای نویس (بلاگ) اجنبی
!
…
بیست و پنجم ربیع الاول سده ی 15 قمری
مارس 30, 2008 at 7:43 ق.ظ
من می خوام با یکی گی داشته باشم
آوریل 1, 2008 at 5:49 ب.ظ
salam . man matny ke darbareye khanome “Mehraveh Sharifinia” neveshte bodin ro khondam va lezat bordam … mamnon
rastesh ishon bazigare morede alaghe man hastan va har jor shode mikham ba ishon ertebat dashte basham va azashon emza begiram va azashon tashakor konam … in arezoye mane va shoma mitonin on ro baravarde konin …
age mishe mano rahnamayi konid chetory ba ishom ertebat dashte basham : internet chat / tel / ya har jor ke mishe .
khahesh mikonam komak konid .
my mail :
graphic_uzx@yahoo.com
آوریل 8, 2008 at 1:01 ب.ظ
من دنبال یه دوست دختر تلفنی میگردم
سپتامبر 21, 2008 at 7:28 ب.ظ
خیلی کارت درسته.این دفه بدبیاریاتو بنویس.
آوریل 24, 2009 at 10:10 ب.ظ
به خاطر دل پاکت و این همه روراستی ات (افرین)
آوریل 24, 2009 at 10:39 ب.ظ
یه افتخار دیگه اینکه شبها تا دیر وقت بیدارید و بدون ترس یا با کنجکاوی ؟به همه سر می زنید در ضمن خیلی هم حرف گوش کن هستید.
نکته:من نه خبرنگارم که امیدوار به مورد96 باشم و نه اهل دل خوش کردن دیگران (راستش را در مورد هر کسی میگویم)